پادگرد
کاور زنی در باد
خوش حالی

زنی در باد

۲۵ مرداد ۱۴۰۴ · 1 ساعت و 0 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

با هم یه باشگاه ورزشی می‌رفتیم و طلا تقریباً اواخر ساعت تمرین من می‌اومد. ساکش رو می‌ذاشت زمین و کمی دورتر از بقیه، یه گوشه‌ی باشگاه، هدفونشو وصل می‌کرد و شروع می‌کرد به ورزش. از خوب تمرین کردنش معلوم بود که ورزش سال‌هاست جزئی از زندگیشه. آروم بودنش توجه من رو جلب می‌کرد، ولی کنجکاو نبودم که کیه. آدم حسابی ،ورزشکاری بود و همین برای من کافی بود که نگاهم همیشه از سر احترام باشه. یه روز دوستی معرفیش کرد… که فلانیه، معروفه! ولی احترام من مال قبل‌تر بود. نمیدونم از کی به هم سلام کردیم و اولین گپمون چی بود، فقط یادمه درباره‌ی سلامتی بود. و حتی نمیدونم دقیقاً کی شد یکی از دوستان ارزشمندم. انگار سال‌هاست که می‌شناسمش… با دنیایی از تجربه و سرشار از زندگی و امروز تمام احترام من را دارد نه برای اینکه کی هست ،برای مسیری که آمده … @khoshhalipodcast اینستگرام را دنبال کنید هم مهمانها را ببینید و هم قصه های متفاوتی از پادکست بخوانید. لطفا ما را با معرفی به دوستانتون حمایت کنید

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.