پادگرد
کاور از اهالی خوش حالی
خوش حالی

از اهالی خوش حالی

۲۸ آبان ۱۴۰۴ · 49 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

«راستش خودم هم نمی‌دونم چرا این‌همه طول کشید تا مهسا بیاد خوش‌حالی و یه چای کنار هم بنوشیم. داستان من و مهسا از یه روز دویدن کنار هم گره خورد… و بعد، از کنار من بودن تو همهٔ مراحل این پادکست، رسید به روزی که نشست روبه‌روم و شد مهمونِ خونهٔ خودش. شاید واقعاً وقتش باید می‌رسید. مهسا از همون روز اول تو حیاط خوش‌حالی بوده… وقتی لوگوی خوش‌حالی فقط یه خطِ دست‌نویسِ عجولانه روی یه تیکه کاغذ بود، این مهسا بود که گرفتش، درستش کرد، شکل داد و تبدیلش کرد به نشونه‌ای که خیلیا با دیدنش لبخند می‌زنن. هر وقت کارم گیر می‌کرد، هرجا لازم بود یکی بیاد کمک کنه، مهسا سریع خودش رو می‌رسوند… بی‌سروصدا، بی‌ادعا. تو پست‌ها، پشت‌صحنه، تو حال‌وهوای خود خوش‌حالی… همیشه بود. خلاصه… کِرَم نمود و فرود آمد، که این خونه، از اول هم خونهٔ خودش بود.» پی‌نوشت: مهسا خودش پادکستر و کتاب‌خونِ حرفه‌ایه. اگه دوست دارین صداش رو تو پادکست خودش هم بشنوین، اینم آدرسش 👇 https://castbox.fm/vc/6313437»

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.