پادگرد
کاور زخم‌های شیرین بچگی | اپیزود ۱۸
کاش هیچ وقت دلت تنگ نشه

زخم‌های شیرین بچگی | اپیزود ۱۸

۷ دی ۱۴۰۴ · 5 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

سلام برادر، ماه‌گونه جان! کجای آسمان را به تماشا بنشینم که دلِ تنگم آرام بگیرد؟ اکنون احساس می‌کنم شبیه دختر بچه‌ای‌ام در قالب زنی بالغ، با سیمای زنی مسن؛ که هم بهانه‌ات را می‌گیرم، و هم می‌دانم در جهانی دیگر، در جایی بهتر، یکدیگر را ملاقات می‌کنیم. اما تا آن روز، دیر و رنج‌آور و طاقت‌فرساست. و در دنیایی که همه مشغول زندگی‌اند، من بخش عظیمی از آن را در فراق تو، به انتظار می‌نشینم.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.