پادگرد
کاور کاش هیچ وقت دلت تنگ نشه

کاش هیچ وقت دلت تنگ نشه

از در پادگرد

بشنوید از صدای نویسنده که سوگ او را به سمت نوشتن کشانید ❤️‍🩹

شنیدن

شبکه‌ها

حمایت

معرفی پادکست

دربارهٔ کاش هیچ وقت دلت تنگ نشه

کاش هیچ وقت دلت تنگ نشه از ۶ دی ۱۴۰۴ همراه شنونده‌های پادکست فارسی است. Fateme Mohammadi تا امروز ۲۲ اپیزود با محوریت هنر، داستان منتشر کرده‌اند.

به‌طور میانگین هر ۱ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۳۰۰ روز می‌گذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبت‌شده‌اش نزدیک به ۷۴ دقیقه است؛ از پادکست‌های پرکار فارسی به حساب می‌آید.

برای دسترسی به تازه‌ترین قسمت‌ها می‌توانی همین صفحه را دنبال کنی.

صفحه‌های مرتبط: Fateme Mohammadi؛ هنر، داستان

اپیزودها

نپنتی | اپیزود ۱۲

۷ دی ۱۴۰۴ · 3 دقیقه

می‌دونی نپنتی (Nepenthe) یعنی چی؟ یعنی کسی که باعث می‌شه درد و رنج و غمت رو فراموش کنی... مثل تو برای من.

نیستی و هستی | اپیزود ۸

۷ دی ۱۴۰۴ · 3 دقیقه

سال‌ها بعد، وقتی که پیرزنی خمیده شدم، و به شیرین‌ترین لحظه‌ی غایت زندگیم رسیدم، شاید اون‌ موقع بتونم بغلت کنم، و تجربه کنم چیزی رو که چند دهه چشم‌انتظارش بودم.

ناتمام | اپیزود ۱۰

۷ دی ۱۴۰۴ · 2 دقیقه

کاش دل سر و سامان بگیرد از شبیخونِ این کوچِ نابهنگامت، برادر. کاش بشود غفلت بگیرد لحظه‌ای این آشیانه‌ی موهومِ پر از همهمه.

منِ این تن | اپیزود ۱۴

۷ دی ۱۴۰۴ · 4 دقیقه

یقین دارم که جای تو، پیش خدا، بسیار بهتر است. تو بنده‌ی شایسته‌ی خدایی...

خونه‌ی بهشت | اپیزود ۹

۷ دی ۱۴۰۴ · 3 دقیقه

شنیدی که می‌گن خدا آدمای خوب رو زودتر می‌بره؟ ولی حقیقت اینه که من هیچ‌وقت دوست نداشتم تو انقدر خوب باشی...

عِطر تو | اپیزود ۱۳

۷ دی ۱۴۰۴ · 1 دقیقه

باید عِطر تنم را هدیه بدهم به کسی که بعد از من، دلش خیلی برایم تنگ می‌شود... راستی، چه کسی دلش بیشتر از همه برایت تنگ است، عزیزِ جانم؟

محکوم | اپیزود ۲۱

۷ دی ۱۴۰۴ · 2 دقیقه

فکر می‌کردم گذر زمان، شاید از غم رفتنت کم کنه... نمی‌دونستم فقط حقیقت رو پررنگ‌تر می‌کنه، یه حفره‌ی عمیق وسط قلبم می‌ذاره، و در نهایت، منو به مرز جنون می کشونه...

به اجبار | اپیزود ۲۰

۷ دی ۱۴۰۴ · 3 دقیقه

خیال کردم کمی بگذرد، شاید التیام یابم... اما حقیقت، گاه چنان تلخ است که ناچاریم... نااچاریم. و گذر زمان، هیچ چیز را درست نخواهد کرد؛ فقط ماییم که متحمّل‌تر می‌شویم و قرار را، به

قوی نبودم | اپیزود ۱۹

۷ دی ۱۴۰۴ · 3 دقیقه

روزی که رفتی، تا مدت‌ها دلم می‌خواست همه‌مون بمیریم. دلم می‌خواست همه بمیرن، هیچ موجودی روی زمین نمونه. اما نمردیم... فقط یه لایه‌ی تاریک اومد نشست روی چشم‌هام، رو زندگی‌م، رو

منتهای بی‌انتها | اپیزود ۲۲

۷ دی ۱۴۰۴ · 6 دقیقه

سلام داداشی... سه ساله گذشته. کی می‌گه تو رفتی؟! زبونمون لال... تو هستی. تو بند بند وجودمون، تو سلول‌به‌سلولِ مغز و قلب و تن‌مون. خواستم بگم دارم تلاش می‌کنم به پذیرش این برسم که

اسپانسرهای پادکست

جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال می‌شود.

مشاهدهٔ بسته‌ها

میهمانان پادکست

آرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال می‌شود.

مشاهدهٔ بسته‌ها

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.