پادگرد
کاور بند هشت : قصه زندگی نزیسته
جن برده (تاملات فلسفی

بند هشت : قصه زندگی نزیسته

۱۷ خرداد ۱۴۰۳ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

آدم گیر خودش می شود. گیر یک شرایطی که می خواهد یا نمی خواهد. بعد گیر شرایطی که می خواسته یا نمی خواسته... هر کدام از این گیرها هم قصه ای دارد. کاش قصه زندگی هم مثل قصه های کودکی بود. مثل علی بابا می گفتی باز شو سسمی و قفل قصه باز می شد... مثل عطار که دید چگونه می شود آسوده مرد و آن روز انگار تمام قفل هایش باز شد و خواست که قصه دیگری شروع کند... اما دیر یا زود قفل قصه های تو هم می ریزد می بینی که این قصه ها ، قصه ای بیش نیستند. آن وقت باید جرات آن را داشته باشی که قصه دیگری برای زندگی خودت پیدا کنی...

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.