پادگرد
کاور هان! - شب ششم محرم - یادگاری
هان

هان! - شب ششم محرم - یادگاری

۲۳ مرداد ۱۴۰۰

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

شب ششم | یادگاری خردسال بود که پدر مظلومش به زهر کينه معاویه، جان داد و حسین او را همچون علی‌اکبرش به جان پرورید. و حالا سیزده ساله نوجوانی بیش نیست.- رخصت میدان میدهید؟ - این را مخواه و مگو! تو یادگار برادر منی ... دلم به ماندن تو خوش است. - تقاضایم را رد نکنید ... ناامیدم نکنید عموجان! حسین مصحف دو دست بر سر قاسم می‌کشد و چتر مژگان خیس، بر هم می‌گذارد.اینک پادکست «هان! تشنه‌لبان»تهیه شده در «گروه پادکست‌های همیشه‌ در میان»حمایت شده از سوی «های‌وب» برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.