پادگرد
کاور داستان آش پشت پا
کتاب شب

داستان آش پشت پا

۱۶ بهمن ۱۴۰۱ · 27 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

بازخوانی داستان آش پشت پا از كتاب (قصه های ۵۷) داستان هایی از نویسندگان انقلاب در این پادكست «كتاب شب» شنونده بازخوانی داستان "آش پشت پا" اثر كبری زارع پاكدل از كتاب «قصه های ۵۷» گردآوری شده توسط علی الله سلیمی با اجرای بهروز رضوی باشید. در این كتاب گزیده‌هایی از آثار برتر نویسندگان مختلف در طول بیش از سه دهه گردآوری شده است. یكی از ویژگی‌های بارز این كتاب كنار هم قرارگرفتن نمونه آثار نویسندگانی از دهه‌های شصت و هفتاد و هشتاد است . در این كتاب ۳۵ داستان كوتاه به نام های: من و محسن، آش پشت پا، گاردی ها، لطفا پیغام خود رابگذارید، فصل خوب خرمالو، رد هواپیمای امام، چقدر حرف نمی‌زد، سه شنبه خیس، هفده به علاوه سه، عاشقانه‌های سپید، رویا، سرباز سفید، شركت در یك قتل دسته جمعی، این روزها درخانه را باز می گذارم، آرایشگاه فرح و... گردآوری شده است. در بخشی از این داستان می‌خوانیم؛ «نگاهش لغزید روی سیمین كه بی خیال نشسته بود و روی كاسه ی چینی آش با كشك، نعناع، پیاز و سیر می‌نوشت حمید. كاسه را با هزار جور ناز و اطوار برداشت و جلوی چشم زینت خانم چرخاند و منتظر بود تا مثل همیشه قربان صدقه اش برود و از كدبانو بودنش بگوید؛ كه زن‎‌ها ریختند توی حیاط. هوار می كشیدند و صورت می‌خراشیدند. گیس می‌بریدند و ویله می كردند. كاسه از دستش افتاد و صد تیكه شد. زینت می‌خواست هوار بكشد و حمیدش را صدا بزند اما انگار یه تكه ذغال داغ از همانهایی كه زیر دیگ می‌سوخت گذاشته باشند تك زبانش. سرش را گذاشت به سینه ی دیوار روی ورقی كه صبحی از دست حمید افتاده بود. دلش داشت زیر و رو می شد. تاول چركینی كه از صبح توی دلش ذق ذق افتاده بود می‌رفت تا دهن وا كند. چانه‌اش می‌لرزید، تمام تنش به رعشه افتاده بود. اشك از بیخ چشمانش می‌ریخت روی گونه ی سرد و یخ‌زده‌اش. یاد صبح افتاد و خرخره ای كه ماچ كرده بود. لب‌های سرد و خشكیده اش را به سختی به هم آورد و تمام هوارش را تمام ویله‌ها و گیس كنی‌هایش را توی یك جمله چپاند «سر آقاش سلامت» برنامه «كتاب شب» كاری از گروه اخلاق و زندگی شهروندی است كه شنبه تا چهارشنبه از ساعت ۲۲:۳۰ الی ۲۳:۰۰ از رادیو تهران پخش می‌شود. رادیو تهران را روی موج اف.ام ردیف ۹۴ مگاهرتز و ای.ام ردیف ۱۳۳۲ كیلوهر

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.