پادگرد

پروفایل پادکستر

Persian Media Production

پادکست‌های Persian Media Production

کاور داستان موسیقی

داستان موسیقی

مشهور است که موسیقی زبانی همگانی است اما الفبای این زبان برای همه آشنا نیست. گویی فقط نوازندگان و آهنگسازان این زبان را می‌فهمند و برای بقیه‌ی مردم نت‌های ﻣﻮﺳﻴﻘﯽ تنها ﻣﺠﻤﻮﻋﻪﺍﯼ اﺯ ﻧﻘﺎط ﺳﻴﺎه و ﺳﻔﯿﺪ است ﮐﻪ رﻭﯼ ﺧﻂ‌های ﻣﻮازﯼ ﭼﯿﺪه ﺷﺪه است. ﺩاﻧﺴﺘﻦ معنای اﯾﻦ ﻧﻘﺎﻁ ﺳﯿﺎه و‬ ﺳﻔﻴﺪ تنها راه آشنایی با زبان موسیقی نیست. ﮔﻮﺵ ﺩادن هم ﻣﯽﺗﻮاند ما را به این دنیا وارد کند. در این مجموعه نگاه گذرایی خواهیم کرد به دوره‌های مختلف موسیقی از قرون وسطی تا امروز؛ ویژگی‌های کلی هر دوره را بررسی می‌کنیم و با شنیدن یکی دو اثر از هر دوره اشاره‌ای به عناصر موسیقایی آنها خواهیم کرد.

کاور داستان های من و عیال

داستان های من و عیال

من فرهادم؛ آرشیتکتم. زنم فریده است؛ نویسنده‌ی کتاب کودکانه. دخترم ریحان کلاس سوم دبستانه. من و فریده، هم عاشق همدیگه‌ایم، هم هیچ جوری با هم نمی‌سازیم. این یه داستانه. هر دومون هم می‌خوایم بهترین بچه‌ی دنیا رو تربیت کنیم. اینم خودش یه داستان دیگه‌اس؛ که روی هم می‌شه «داستا‌ن‌های من و عیال.

کاور ماها

ماها

خیلی وقت‌ها به شوخی و جدی، با صدای بلند یا فقط در دل خودمان فکر می‌کنیم که «ما خوبیم و بقیه بدند». اگر در جامعه کاری درست انجام نمی‌شود، اگر زندگی و مناسبات اطراف‌مان به شیوه‌ای است که نمی‌پسندیم، اگر دروغ و ریا و فضولی و بی‌مسئولیتی در کار است، اگر در فضاهای عمومی آشغال هست، اگر در شهر که راه می‌رویم به هم تنه می‌زنیم و از احترام شهروندی خبری نیست، اگر در صف همدیگر را هُل می‌دهیم و همیشه عجله داریم، در همه‌ی این موقعیت‌های فرضی همیشه گروهی هستند به نام «دیگران»، «آنها»، «مردم»؛ گروهی جدا از «ما» که مسئولیت همه چیز همیشه متوجه آنهاست. اما آیا دیگران از ما، از «ماها»، جدا هستند؟ ما تا چه حد بخشی از دیگران هستیم؟ رفتار دیگران چقدر آیینه‌ی رفتار ماست؟ جامعه را چه کسانی می‌سازند؟‌ ما یا آنها؟ «رسانه‌ی پارسی» با هدفِ توجه‌دادن به این پرسش‌ها از یک سو، و بررسی و بازبینیِ «ما» و نقش آن در جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم از سوی دیگر، مجموعه‌ی پادکست تازه‌ای تهیه کرده است. این مجموعه کاری است از حسین قاضیان، جامعه‌شناس و فهیمه خضر حیدری، روزنامه‌نگار. مجموعه‌ی پادکست «ماها» در ۱۲ قسمت به صورت هفتگی از «رسانه‌ی پارسی» پخش خواهد شد و هر بار به یکی از مسائل اجتماعی در جامعه‌ی ایرانی می‌پردازد؛ مسائلی که «ما» همه از آن شکایت داریم اما اغلب حواس‌مان به نقش خودمان در تولید و بازتولید این مسائل نیست.

کاور پیرنگ

پیرنگ

در برنامه‌ی پیرنگ نگاهی می‌اندازیم به نمونه‌هایِ برجسته‌‌ی داستان کوتاه ایرانی. در خواندن یا بازخوانیِ هر اثر نقش عنصرِ داستانیِ عمده‌ای را که به اثر تمایز بخشیده‌، اجمالاً بررسی می‌کنیم و امیدواریم که در ضمنِ معرفیِ هر داستان، برای شنوندگان نوعی تمرینِ فکری فراهم کنیم که در نتیجه‌ی آن هم درک بهتری از معنای داستان ممکن بشود و هم لذت عمیق‌تری از فرمِ ادبی آن.

کاور صنوبر و مانترا

صنوبر و مانترا

این مجموعه سرکی می‌کشد به دل‌مشغولی‌ها و خاطره‌های دختر جوانی در غربت که قلبش در وطن جا مانده است. از آرزوهای نسلی می‌گوید که به امید بهترکردن وضع خود و برداشتن قدمی برای دیگر هموطنانش، دل به دریا می‌زند و خود را به دستِ باد مهاجرت می‌سپرد. مهاجرت فرصتی مهیا می‌کند برای فهمیدن دیگران، همکلاسی افغانی‌اش در ایران، و میدانی می‌شود برای جستجوی معنا و تلاش برای رسیدن به آن.

کاور شطرنج زندگی

شطرنج زندگی

زندگی بازی شطرنج است و عمر ما صفحه‌ی آن. آدمی در این سو، و روزگار در آن سوی، و هر دو بازیگر این بازی شطرنج‌اند. مهره‌های شطرنج هم، هر کدام حادثه‌ها و اتفاقات عجیب و غریب روزگار. و حال، هر کسی در این بازی شطرنج، سهمی از پیروزی و شاید هم سهمی از تجربه تلخ شکست دارد. ولی خوش به حال آن کسی که اگر در بازی شطرنج زندگی کیش هم شد، نگذارد که هرگز امید و اراده و توانش، مات این بازی بشود. مجموعه برنامه‌ی " شطرنج زندگی" از بازی ما در زندگی می‌گوید و اینکه چطور و چگونه در این بازی، مات حوادث روزگار و تجربه‌های تلخ و ناخوشایند زندگی نشویم.

کاور ترانه ای که نو شد

ترانه ای که نو شد

موج نوی ترانه، جریانی نوگرا در ترانه‌ی ایران بود که در اواخر دهه‌ی چهل و اوایل دهه‌ی پنجاه شمسی، بر اساس نیازهای جامعه و همگام با بسیاری از شاخه‌های هنری دیگر آرام آرام پوست انداخت و تازه شد و اعتباری وسیع در میان مردم پیدا کرد. در این برنامه با نگاهی تحلیلی شکل‌گیری موج نوی ترانه در ایران را مورد بررسی قرار می‌دهیم و از آثار مهم و خاطره‌ساز این جریان صحبت خواهیم کرد. کاری از نیلوفر فرحمند ‎نوشته‌ی پویان مقدسی

کاور جای خالی مامان

جای خالی مامان

پادکست «جای خالی مامان»، برگرفته از کتاب «جای خالی مامان» به قلم حامد فرمند و منتشر شده توسط نشر H&S Media و با صدای نویسنده است. کتاب «جای خالی مامان»، روایت نویسنده از کودکی‌های خودش است،‌ زمانی که ۶ ساله بود و مادرش به دلیل فعالیت‌های سیاسی به زندان افتاد تا زمانی که ۱۱ ساله بود و مادرش از زندان به خانه بازگشت. نویسنده، ما را با دلهره‌ها، اضطراب‌ها، چالش‌ها و سوالات پرشمار کودکی آشنا می‌کند که والدی زندانی دارد. موسیقی بین هر بخش در هر فصل و موسیقی پایانی هر اپیزود، تصنیف «سنگ خارا»، سروده رحیم معینی کرمانشاهی، ساخته علی تجویدی با صدای مرضیه است. این تصنیف برای نویسنده یادآور روزهایی است که مادرش به خانه بازگشته بود و صدای او در حال خواندن این تصنیف و ترانه‌های دیگر در خانه می‌پیچید.

کاور قضیه ساندویچ

قضیه ساندویچ

اسم این پادکست «قضیه ساندویچ» است اما نه ربطی به نحوه‌ی درست‌ کردن ساندویچ داره و نه ربطی به قضایای ریاضی. قضیه‌ی هر ساندویچ با کاغذی کامل می‌شه که ساندویچ فروش، موقع سرو ساندویچ، با مهارتی خیره‌کننده دورش می‌پیچه. گرهی به شکل پاپیون، زیر ساندویچ، که برای ساندویچ به معنای تنگناست و تنگنا قصه‌ی زندگی خیلی از ما آدم‌هاست. این پادکست روایت ستاره و هامان است که در دانشگاه با هم آشنا شدند و می‌خواستند بعد از ازدواج در ایران برای ادامه تحصیل به خارج از کشور بروند امّا چالش‌هایی برای‌شان به وجود آمد.

کاور قلم و دفتر عشق

قلم و دفتر عشق

حسام و نورا دو جوان روزنامه‌نگار و نویسنده‌اند که بعد از آشنایی و دوستی، تصمیم به آغاز زندگی مشترک با یکدیگر می‌گیرند. اما از آن جایی که حسام، مسلمان و نورا بهایی است، خانواده حسام با این ازدواج به شدت مخالفت می‌کنند و حتی برادرهای حسام با او قطع ارتباط می‌کنند. حسام و نورا در نهایت ازدواج می‌کنند اما نمی‌توانند به کار روزنامه‌نگاری در ایران ادامه دهند چرا که راز ازدواج آنها فاش می‌شود و حسام بدون حکم دادگاه ممنوع‌القلم می‌شود. این دو در نهایت تصمیم می‌گیرند زندگی خود را در گوشه‌ای دیگر از دنیا ادامه دهند. داستان آشنایی و ازدواج حسام و نورا واقعی است.