
آلبوم
کاری از ستاره بیضایی و شبنم طلوعی
پروفایل پادکستر

کاری از ستاره بیضایی و شبنم طلوعی

مشهور است که موسیقی زبانی همگانی است اما الفبای این زبان برای همه آشنا نیست. گویی فقط نوازندگان و آهنگسازان این زبان را میفهمند و برای بقیهی مردم نتهای ﻣﻮﺳﻴﻘﯽ تنها ﻣﺠﻤﻮﻋﻪﺍﯼ اﺯ ﻧﻘﺎط ﺳﻴﺎه و ﺳﻔﯿﺪ است ﮐﻪ رﻭﯼ ﺧﻂهای ﻣﻮازﯼ ﭼﯿﺪه ﺷﺪه است. ﺩاﻧﺴﺘﻦ معنای اﯾﻦ ﻧﻘﺎﻁ ﺳﯿﺎه و ﺳﻔﻴﺪ تنها راه آشنایی با زبان موسیقی نیست. ﮔﻮﺵ ﺩادن هم ﻣﯽﺗﻮاند ما را به این دنیا وارد کند. در این مجموعه نگاه گذرایی خواهیم کرد به دورههای مختلف موسیقی از قرون وسطی تا امروز؛ ویژگیهای کلی هر دوره را بررسی میکنیم و با شنیدن یکی دو اثر از هر دوره اشارهای به عناصر موسیقایی آنها خواهیم کرد.

من فرهادم؛ آرشیتکتم. زنم فریده است؛ نویسندهی کتاب کودکانه. دخترم ریحان کلاس سوم دبستانه. من و فریده، هم عاشق همدیگهایم، هم هیچ جوری با هم نمیسازیم. این یه داستانه. هر دومون هم میخوایم بهترین بچهی دنیا رو تربیت کنیم. اینم خودش یه داستان دیگهاس؛ که روی هم میشه «داستانهای من و عیال.

«تا حالا شده شعری را بخونی یا بشنوی، بعد حس کنی شاعر دقیقا دست گذاشته روی حرف دلت؟»با شاداب و پادکستش «حس مشترک»، همراه میشویم تا ضمن آشنایی با شاعرهای معاصر و خواندن شعرهایشان، از حسهای مشترکی که با آنها داریم لذت ببریم.

خیلی وقتها به شوخی و جدی، با صدای بلند یا فقط در دل خودمان فکر میکنیم که «ما خوبیم و بقیه بدند». اگر در جامعه کاری درست انجام نمیشود، اگر زندگی و مناسبات اطرافمان به شیوهای است که نمیپسندیم، اگر دروغ و ریا و فضولی و بیمسئولیتی در کار است، اگر در فضاهای عمومی آشغال هست، اگر در شهر که راه میرویم به هم تنه میزنیم و از احترام شهروندی خبری نیست، اگر در صف همدیگر را هُل میدهیم و همیشه عجله داریم، در همهی این موقعیتهای فرضی همیشه گروهی هستند به نام «دیگران»، «آنها»، «مردم»؛ گروهی جدا از «ما» که مسئولیت همه چیز همیشه متوجه آنهاست. اما آیا دیگران از ما، از «ماها»، جدا هستند؟ ما تا چه حد بخشی از دیگران هستیم؟ رفتار دیگران چقدر آیینهی رفتار ماست؟ جامعه را چه کسانی میسازند؟ ما یا آنها؟ «رسانهی پارسی» با هدفِ توجهدادن به این پرسشها از یک سو، و بررسی و بازبینیِ «ما» و نقش آن در جامعهای که در آن زندگی میکنیم از سوی دیگر، مجموعهی پادکست تازهای تهیه کرده است. این مجموعه کاری است از حسین قاضیان، جامعهشناس و فهیمه خضر حیدری، روزنامهنگار. مجموعهی پادکست «ماها» در ۱۲ قسمت به صورت هفتگی از «رسانهی پارسی» پخش خواهد شد و هر بار به یکی از مسائل اجتماعی در جامعهی ایرانی میپردازد؛ مسائلی که «ما» همه از آن شکایت داریم اما اغلب حواسمان به نقش خودمان در تولید و بازتولید این مسائل نیست.

شادابدخت چند سالی میشود که با چمدانی پر از خاطره از شهرش کوچ کرده. در این مجموعه، او از روزهایی که گذشته، از غربت خودش و آدمهای اطرافش در سرزمیناش میگوید؛ از خاطراتی که شاید شما هم تجربهاش را داشتهاید.

همه ما در زندگی با دیگران لحظههایی را تجربه کردهایم که باعث شده درسی جدید یاد بگیریم. در مجموعه «نور محبت» داستانهایی میشنوید از محبتهای کوچکی که باعث یاد گرفتن درسهای بزرگی در زندگی شدهاند.

معرفی نویسندگان مطرح جهان و بازخوانی بندی کوتاه از یکی از آثارشان

در برنامهی پیرنگ نگاهی میاندازیم به نمونههایِ برجستهی داستان کوتاه ایرانی. در خواندن یا بازخوانیِ هر اثر نقش عنصرِ داستانیِ عمدهای را که به اثر تمایز بخشیده، اجمالاً بررسی میکنیم و امیدواریم که در ضمنِ معرفیِ هر داستان، برای شنوندگان نوعی تمرینِ فکری فراهم کنیم که در نتیجهی آن هم درک بهتری از معنای داستان ممکن بشود و هم لذت عمیقتری از فرمِ ادبی آن.

گفتگو با ایرانیهای موفق در زمینههای هنری، علمی، اجتماعی، یا اقتصادی

این مجموعه سرکی میکشد به دلمشغولیها و خاطرههای دختر جوانی در غربت که قلبش در وطن جا مانده است. از آرزوهای نسلی میگوید که به امید بهترکردن وضع خود و برداشتن قدمی برای دیگر هموطنانش، دل به دریا میزند و خود را به دستِ باد مهاجرت میسپرد. مهاجرت فرصتی مهیا میکند برای فهمیدن دیگران، همکلاسی افغانیاش در ایران، و میدانی میشود برای جستجوی معنا و تلاش برای رسیدن به آن.

«شبانهها» مجموعهای است از داستانهای صوتی که برای کودکان تهیه شده است. در هر یک از این داستانها که از منابع مختلف برگرفته شده، پند یا نکتهای نهفته است که کودکان میتوانند از آن بهرهمند شوند. کاری از شبنم معینیپور

زندگی بازی شطرنج است و عمر ما صفحهی آن. آدمی در این سو، و روزگار در آن سوی، و هر دو بازیگر این بازی شطرنجاند. مهرههای شطرنج هم، هر کدام حادثهها و اتفاقات عجیب و غریب روزگار. و حال، هر کسی در این بازی شطرنج، سهمی از پیروزی و شاید هم سهمی از تجربه تلخ شکست دارد. ولی خوش به حال آن کسی که اگر در بازی شطرنج زندگی کیش هم شد، نگذارد که هرگز امید و اراده و توانش، مات این بازی بشود. مجموعه برنامهی " شطرنج زندگی" از بازی ما در زندگی میگوید و اینکه چطور و چگونه در این بازی، مات حوادث روزگار و تجربههای تلخ و ناخوشایند زندگی نشویم.

مجموعهی «تصویر» عکس ساده و بی تکلیفی است که میهمان هر برنامه در گپی دوستانه از نگاهش به زندگی، امروز و آیین بهائی ترسیم میکند.

تهران در دلش حرفهای زیادی دارد. حرفهایی که در روزمرگی ما گم شده؛ حرفهای کمتر شنیده شده؛ حرفهایی که باید دور از هیاهوی آهن و گوگرد این روزهای آن شنیده شود؛ حرفهایی که باید در کف خیابانهایش نفس بکشی تا آنها را بشنوی.

مروری بر مسائل اجتماعی روز: مهمانان این برنامه درباره فقر، مفهوم دموکراسی، دموکراسی و نقش فرد، دموکراسی و اقتصاد، و گذار به دموکراسی بحث و گفتگو میکنند.

«زیستن از نو» روایت سادهی زندگی کسانی است که تسلیم ناملایمات زندگی نمیشوند و اجازه نمیدھند موانع ناخواسته سد راه رسیدن آنھا به آرزوھایشان شود. روایت آنھا آنقدر آشناست که گویی خود ما به جای آنھا زندگیشان را تجربه کردهایم.

اواسط پائیز، درست زمانی که هزار تا کار مهم برای انجام دادن داشتم، تصادف با ماشین اتفاق افتاد. تصادفی که شروع اتوبوس سواری بود.

مجموعه ی شنیداری ۱۳ قسمتی «برسد به دست تو» نویسنده: ستاره بیضایی؛ اجرا: شبنم طلوعی؛ صدا بردار: علی بهنام؛ صداگذاری و میکس: شبنم طلوعی؛ سال تهیه: ۲۰۰۸ - ۲۰۰۹

موج نوی ترانه، جریانی نوگرا در ترانهی ایران بود که در اواخر دههی چهل و اوایل دههی پنجاه شمسی، بر اساس نیازهای جامعه و همگام با بسیاری از شاخههای هنری دیگر آرام آرام پوست انداخت و تازه شد و اعتباری وسیع در میان مردم پیدا کرد. در این برنامه با نگاهی تحلیلی شکلگیری موج نوی ترانه در ایران را مورد بررسی قرار میدهیم و از آثار مهم و خاطرهساز این جریان صحبت خواهیم کرد. کاری از نیلوفر فرحمند نوشتهی پویان مقدسی

پادکست «جای خالی مامان»، برگرفته از کتاب «جای خالی مامان» به قلم حامد فرمند و منتشر شده توسط نشر H&S Media و با صدای نویسنده است. کتاب «جای خالی مامان»، روایت نویسنده از کودکیهای خودش است، زمانی که ۶ ساله بود و مادرش به دلیل فعالیتهای سیاسی به زندان افتاد تا زمانی که ۱۱ ساله بود و مادرش از زندان به خانه بازگشت. نویسنده، ما را با دلهرهها، اضطرابها، چالشها و سوالات پرشمار کودکی آشنا میکند که والدی زندانی دارد. موسیقی بین هر بخش در هر فصل و موسیقی پایانی هر اپیزود، تصنیف «سنگ خارا»، سروده رحیم معینی کرمانشاهی، ساخته علی تجویدی با صدای مرضیه است. این تصنیف برای نویسنده یادآور روزهایی است که مادرش به خانه بازگشته بود و صدای او در حال خواندن این تصنیف و ترانههای دیگر در خانه میپیچید.

«خاطرات یوتاب» در قالب داستان، از زندگی یک دختر جوان بهائی که چندان تجربهای در دنیای غریبهها، «سرزمین عجایب» و مردان نامرئی ندارد و بیشتر در فکر تحصیل و نقاشی است گزارش میکند.

نقد و بررسی فیلم و سریالهای ایران و جهان

اسم این پادکست «قضیه ساندویچ» است اما نه ربطی به نحوهی درست کردن ساندویچ داره و نه ربطی به قضایای ریاضی. قضیهی هر ساندویچ با کاغذی کامل میشه که ساندویچ فروش، موقع سرو ساندویچ، با مهارتی خیرهکننده دورش میپیچه. گرهی به شکل پاپیون، زیر ساندویچ، که برای ساندویچ به معنای تنگناست و تنگنا قصهی زندگی خیلی از ما آدمهاست. این پادکست روایت ستاره و هامان است که در دانشگاه با هم آشنا شدند و میخواستند بعد از ازدواج در ایران برای ادامه تحصیل به خارج از کشور بروند امّا چالشهایی برایشان به وجود آمد.

حسام و نورا دو جوان روزنامهنگار و نویسندهاند که بعد از آشنایی و دوستی، تصمیم به آغاز زندگی مشترک با یکدیگر میگیرند. اما از آن جایی که حسام، مسلمان و نورا بهایی است، خانواده حسام با این ازدواج به شدت مخالفت میکنند و حتی برادرهای حسام با او قطع ارتباط میکنند. حسام و نورا در نهایت ازدواج میکنند اما نمیتوانند به کار روزنامهنگاری در ایران ادامه دهند چرا که راز ازدواج آنها فاش میشود و حسام بدون حکم دادگاه ممنوعالقلم میشود. این دو در نهایت تصمیم میگیرند زندگی خود را در گوشهای دیگر از دنیا ادامه دهند. داستان آشنایی و ازدواج حسام و نورا واقعی است.

موسیقیهای تولیدی «رسانهی پارسی«

دایی بهمن شاعر است و در نامههایی خطاب به بهار، خواهرزادهی دو سالهاش، از تجربهها و درک و دریافتهای شاعرانهاش از اتفاقات ساده و روزمرهی زندگی با او حرف میزند.

پرسهای در حوالی شعر و شاعری سرزمین کهنسالمان ایران؛ باشد که از رهگذر مرور بر احوال شاعران و ترنم شاعرانههایشان لحظاتتان لبریز خیالانگیزترین و لطیفترین کلمات موزون باشد.