
۱۲. دستهی کوولا یا «الطرق الی الله...»
۱۴ مهر ۱۳۹۸ · 16 دقیقه
میگم: «دانشجوی معماری که خشتکش دم زانوشه و تنبونش از شلوارش زده بیرون، هیچ جوری توُ کَتًم نمیره». میگه: «کسی که آزارش به کسی نرسه، خوبه دیگه. حالا میخواد آرنولد شوارتزنگر باشه

از در پادگرد
من فرهادم؛ آرشیتکتم. زنم فریده است؛ نویسندهی کتاب کودکانه. دخترم ریحان کلاس سوم دبستانه. من و فریده، هم عاشق همدیگهایم، هم هیچ جوری با هم نمیسازیم. این یه داستانه. هر دومون هم میخوایم بهترین بچهی دنیا رو تربیت کنیم. اینم خودش یه…
معرفی پادکست
داستان های من و عیال از ۱۴ مهر ۱۳۹۸ به جمع پادکستهای فارسی پیوسته است. این برنامه از Persian Media Production و رسانه پارسی حالا ۱۲ اپیزود در موضوع کودک و خانواده، جامعه و فرهنگ در آرشیو پادگرد دارد.
بهطور میانگین هر ۱ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۲٬۵۷۶ روز میگذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبتشدهاش نزدیک به ۱۷۷ دقیقه است؛ از پادکستهای پرکار فارسی به حساب میآید.
برای دنبالکردن داستان های من و عیال میتوانی سراغ کستباکس بروی.
صفحههای مرتبط: Persian Media Production، رسانه پارسی؛ کودک و خانواده، جامعه و فرهنگ

۱۴ مهر ۱۳۹۸ · 16 دقیقه
میگم: «دانشجوی معماری که خشتکش دم زانوشه و تنبونش از شلوارش زده بیرون، هیچ جوری توُ کَتًم نمیره». میگه: «کسی که آزارش به کسی نرسه، خوبه دیگه. حالا میخواد آرنولد شوارتزنگر باشه

۱۴ مهر ۱۳۹۸ · 17 دقیقه
بگین اشتباه کردین پشت سرشون حرف زدین، تو زندگیشون سرک کشیدین، یک کلاغ چهل کلاغ کردین، نسبتای ناروا بهشون دادین و زندگیشونو به هم ریختین... بگین پشیمونین، بگین دیگه از این غلطا

۱۴ مهر ۱۳۹۸ · 17 دقیقه
من یه عمر زحمت کشیدم که این اعتبار و آبرو رو برا خودم دست و پا کنم. تو جوونی؛ نمیدونی بیآبرویی با آدم چه میکنه؛ نمیدونی حرف مردم چهجوری گوشت تن آدمو میخوره...

۱۴ مهر ۱۳۹۸ · 15 دقیقه
خیز برمیداره طرفم که: «تو که لالایی بلدی چرا خوابت نمیبره؟» میپرسم: «باید چی کار کنم؟» میگه: «بذار از خودش جلو بزنه، بذار از دفعهی قبل خودش بهتر باشه، بذار همیشه فقط با خودش

۱۴ مهر ۱۳۹۸ · 13 دقیقه
میگه: «من دیگه بچه نیستم، خودم خیر و صلاحم رو بهتر میفهمم.» میگم: «آخه لامصب من چارتا کفش بیشتر از تو پاره کردم.» میگه: «کفش پاره به چه دردم میخوره؛ همه چی داره دیجیتالی

۱۴ مهر ۱۳۹۸ · 12 دقیقه
«من فقط میگم لازمه توی هر خونهیی پُر باشه از کاغذ و مداد و مدادرنگی که مغز آدمای خونه راه بیفته.»... «لازمه، لازمه! یه بار دیگه بگی لازمه با همین ماهیتابه چنان میکوبم توُ ملاجت

۱۴ مهر ۱۳۹۸ · 15 دقیقه
گفتم: «بَدِه بچهها به جای زلزدن به تلویزیون و کامپیوتر و آیفون و آیپد و غیره و ذلک، یه خورده تو فضاهای بزرگِ ذهنشون پرواز کنن؟»… میگه: «من که نفهمیدم تو چرا رفتی آرشیتکت شدی؛

۱۴ مهر ۱۳۹۸ · 12 دقیقه
دعای توُ خلوت برام یه چیز دیگهاس .هروقت بارون نمنم بباره، با این رفیق بالانشینمون درددل میکنم؛ میگم، میخندم، گریه میکنم. شما که غریبه نیستین؛ گاهی هم میزنم زیر چونهاش!

۱۴ مهر ۱۳۹۸ · 13 دقیقه
«یعنی میگی من متعصبام؟!» ... «… رگای گردنت شده مث خیار چنبر، چشات شده دو تا آلو برقونی، صدات رو ول کردی صد رحمت به علی آقا وانتی، چکشی میکوبی رو ترمز صد رحمت به اتوبوسای شرکت

۱۴ مهر ۱۳۹۸ · 13 دقیقه
وسط همهی این خرت و پرتها، بهتر از همه همین دفترچهی نقاشیهایِ هشت-نه سالگیمه. هنوزم فکر میکنم بزرگترین گنجینهاییه که دارم. با خودم میگم کاش همهمون به جای حرفهای قشنگ،
جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاآرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاهنوز نظری نوشته نشده.
نقشهٔ ارتباطات پادگرد
برای دیدن این بخش وارد حساب پادکستری شو و پادکستت را کلیم کن. کاربران پادکستر سهمیهٔ هفتگی محدودی دارند و بستههای حرفهای دسترسی بیشتری میدهند.
آمار شنیدهشدن، دنبالکنندهها و مسیر رشد این پادکست را با یک حساب رایگان ببین.
برای ادامهٔ شنیدن
بر پایهٔ موضوعها، سازندگان، معرفی پادکست و محتوای اپیزودها