

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
بعضی رؤیاها فقط یک آرزو نیستن؛ تبدیل میشن به مسیری که برای رسیدن بهش بارها تلاش میکنی، زمین میخوری، دوباره بلند میشی و ادامه میدی. توی قسمت نهم چمدان باز، با جویان همراه میشیم؛ کسی که همراه همسرش زهرا، از ایران به کانادا مهاجرت کرده و امروز ونکوور رو خونه خودش میدونه. از روزهایی حرف میزنیم که جویان هنوز توی ایران بود و خیابونهای ونکوور رو با گوگلمپ میگشت، از ریجکتیها و تلاش برای رسیدن به رؤیا، تا شروع زندگی از صفر، کار کردن زیر بارون و ساختن آیندهای که همیشه تصورش میکرد. توی این گفتوگو از مهاجرت دونفره، دلتنگی خانواده، حس تعلق، تفاوت انتظار و واقعیت و اهمیت انتخاب آگاهانه صحبت میکنیم. آیا میشه از مهاجرت با تمام سختیهاش راضی بود؟ آیا ممکنه جایی هزاران کیلومتر دورتر از زادگاهت، بیشتر از هر جای دیگهای بهت حس خونه بده؟ این قسمت داستان یک انتخابه؛ انتخابی که با امید شروع شد و با تلاش به واقعیت رسید. 🎙️ چمدان باز، پادکست اِلی و مازیار 🧳 هر چمدان یک داستان داره و این داستانها اینجا روایت میشن. اگه شما هم مهاجرت کردید و دوست دارید داستانتون رو با ما و شنوندههای چمدان باز به اشتراک بذارید، از طریق اینستاگرام برامون پیام بفرستید
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





