

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
▨ نام شعر: گاو ▨ شاعر: بکتاش آبتین ▨ با صدای: بکتاش ابتین ♬ از آلبوم: او یک فرشته بود ♬ پالایش و تنظیم از بنده نیست شنیدن این شعر با صدای شاعر ــــــــــــــــ مّآ سوالی نداشتیم و معمولا بعد از هر چرا یکی از مّآ چاقو می خورد آنها خشن بودند و مّآ زبان بسته جنگ بود و گروهی از مّآ پشت جبهه قربانی میشدیم مّآ نمیجنگیدیم فقط کشته میشدیم بی چون و چرا و یکی از آنها که خشنتر بود گفته بود: ارتش چرا ندارد! و مّآ بیآنکه بدانیم داوطلب شدیم گروهی از مّآ خطشکن بود مّآ روی مین میرفتیم و گروهی فریاد میزدند: الله اکبر مّآ شهید شده بودیم و در روزنامهها نوشته بودند جنگ با خونهای مّآ پیروز شد و قطعنامهها یکییکی در رگهای گردن مّآ ورم میکرد جنگ تمام شده بود و چرا.. چرا...چرا... شروع شده بود مّآ هر روز چراگاهی تازه کشف میکردیم مّآ و پدرانمان زخمی چاقویی قدیمی...
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





