

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
▨ نام شعر: گاریچی (آقای جمهور) ▨ شاعر: بکتاش آبتین ▨ با صدای: بکتاش ابتین ♬ از آلبوم: او یک فرشته بود ♬ پالایش و تنظیم از بنده نیست ــــــــــــــــ آقای جمهور! سرزمین من ذهن من است من آزادم و در سرزمین من تو تنهایی! …. هوا تاریک بود و دستانی مشکوک تکلیف چراغهایی روشن را خاموش میکردند آنها یک نفر بودند چرا که به جای تمامی آنها یک نفر فکر میکرد! شلوغ بود و در خلوت چند دست کوچک کاغذهایی سفید را سیاه میکردند و شهر بین شعارهایی سیاه و سفید چهرهای خاکستری داشت و رنگهای شاد در پرچمی کدر هر لحظه رنگ پریدهتر میشد! شهر سراسر خاکستری بود و ما آتش زیر خاکستر بودیم! نان و نمک و نفت سفرههای خالیمان را میسوزاند و گوشهای ما پر بود از دروغهای بزرگی که از دهان بلندگوهایی کوچک بیرون پریده بود …. نمک، نون خشک، لباس کهنه، آهن قراضه… میخریم و این اولین حقیقت !طلوعی دروغین بود ▨ بکتاش آبتین از مجموعه شعر «تنهاییِ دستهجمعی» چاپشده در فرانسه - نشر ناکجا
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





