پادگرد
کاور بکتاش آبتین | تابلوی عقده‌ای
بکتاش آبتین

بکتاش آبتین | تابلوی عقده‌ای

۲ اسفند ۱۴۰۴ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: تابلوی عقده‌ای ▨ شاعر: بکتاش آبتین ▨ با صدای: بکتاش ابتین ♬ از آلبوم: او یک فرشته بود ♬ پالایش و تنظیم از بنده نیست ــــــــــــــــ در پيراهن من تن‌های بسياری‌ست كه هر روز در خيابان‌های شما تكرار می‌شود هفت‌خطم نستعليقم ثلثم شكسته‌ام من انحنای كمر تمامی شما هستم! و خط ديگرِ آن اتوبوس كه هر روز از جاده‌ای می‌گذرد منم! .... نه! بايد نقش دهانی را بازی كنم كه از حنجره‌هايی روشن برخاسته‌اند ( شما و خودم را دعوت می‌كنم به تقوا و توصيه می‌كنم ... ) خفه شو با خودم هستم ! بگذار اين نقش را به خدای خودم واگذار كنم! بار الها رياكارم و اگر كوسه نبودم حتماً با ريش‌های انبوهی نمايندۀ چند ميليون خط خميده بودم! هستم! پروردگارا! تنها تو می‌دانی كه من نبوغ خودم بودم اما نشد كه در هيچ عكسی با حروف درشت حرف بزنم بوق خودم بودم! و هر كس جلوی من بود ( نفتی نشی عمو ) ! اينگونه بود كه من در وطنم نقطۀ پر رنگی بودم كه هر روز رنگ‌پريده‌تر می‌شدم! .... در دستان من هميشه خودكاری‌ست كه كه انگشتان ماسيده بر جا می‌گذارد و بر لبانم هميشه شعری كه كلمات حرامی [حرامزاده] در آستين دارد! من پيامبری جوانم كه در تابلويی عقده‌ای پير شده‌ام! ▨ بکتاش آبتین

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.