پادگرد
کاور بکتاش آبتین |  فرشته‌ خانوم
بکتاش آبتین

بکتاش آبتین | فرشته‌ خانوم

۹ اسفند ۱۴۰۴ · 6 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: فرشته خانم ▨ شاعر: بکتاش آبتین ▨ با صدای: بکتاش ابتین ♬ از آلبوم: او یک فرشته بود ♬ پالایش و تنظیم از بنده نیست ــــــــــــــــ جوراب‌های دخترم را بخیه می‌زنم زنم! گاهی عروسکم گاهی چند روز پیراهن چرکم که چسبیده‌ام به تنم! عصبانی‌ام شبیه رگ‌های گردن مادرم و می‌لرزم شبیه هق‌هق‌ شانه‌های دخترم! می‌رقصم در آینه می‌رقصم با خودم با اولین عشقم که نیست و خاطره‌ها گریه می‌کنند در دامنم! هزاردستانم با یک دست کیف دخترم هستم غذای سوخته‌ام با یک دست جاروبرقی‌ام و اگر برق نباشد تاریک است که پاهای بسیاری در من روشن می‌شود! جاروگرم! هزارپایم! خدا می‌داند که چه جانوری هستم! [جاروگرم! هزارپایم! خدا می‌داند چه جانوری هستم!] اما نگو که کثیفم که نیستم که اگر پیراهن خونی به تن دارم کسی را جز خودم نکشته‌ام و نگو کثیفم که نیستم اما لخت می‌گویم همیشه در من آشغال‌هایی با اتومبیل‌های تمیز دور زده‌اند! بوقم اتومبیلم سرهای برگشته بر من منم! صندلی‌ام! برای هر پیشنهادی پایه‌ام! خیالت تخت از راه که برسم تختم! درد نمی‌فهمم به قول تو بدبختم! بر صورتم سیلی، تنها صداست که می‌ماند جای زخم بر پیراهنم! و دکمه‌هایم همه پاره است صبورم شبیه دختر اعراب زنده به گورم! و قافیه‌ها همگی مثل من هرزه‌اند! صدای آه خودش را در من کش می‌دهد و چه می‌دانم که تو از من چه می‌دانی که کفش‌های پاشنه‌بلندم بر پله‌ها چرا جیغ می‌کشند؟ چرا؟.... ]بر پله‌ها چرا جیغ می‌کشد؟ چرا؟....] گاهی لحظات امام‌زاده‌ای در من است! وقتی گریه می‌کنم چادر نمازم! مادرم هستم به تو تهمت می‌زنم پدرم هستم! و چند مشت توی دهانم... کلید می‌شود دندان‌های مادرم بر قفل دنیا که بر لولای تنم جز دربه‌دری نمی‌چرخید خاک بر سرم سنگ قبرم! همیشه در شیون زندگی دارم و هر روز انگشت‌های مردی فاتح فاتحه می‌خواند بر تنم! هر که اشاره می‌کند منم! ...

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.