

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
ايليا ساموئيلويچ بورمين در سمت منشي دادگاه يتيمان خدمت مي كرد. وقتي او زنش را از دست داد حدود 50 سالش بود و دخترش هفت سال داشت. ساشنكا دختري لاغر و نازيبا و مبتلا به بيماري كم خوني بود. رشدش بد بود و آنقدر كم غذا مي خورد كه هر روز موقع غذا پدر مجبور مي شد با آمدن گرگها و لولوخورخوره او را بترساند تا كمي غذا به دهان ببرد. در ميان سر و صداي شهر بزرگ پر جنب و جوش، دخترك انسان را به ياد علفهاي نازك و ضعيفي مي انداخت كه خدا مي داند چگونه در لابلاي شكافهاي ديوارهاي سنگي قديمي روئيده بودند. ترجمه: فرنگیس آریانپور
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
