پادگرد
کاور داستان كوتاه "ياس ها" نوشته الكساندر ايوانويچ كوپرين
زمزمه ادبی

داستان كوتاه "ياس ها" نوشته الكساندر ايوانويچ كوپرين

۱۴ بهمن ۱۴۰۱ · 20 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

نيكلاي يوگرافوويچ المازوف به محض اينكه زنش در را باز كرد، بدون اينكه كلاه و كتش را درآورد مستقيم بسوي اتاق كارش رفت. همسرش يك نگاه به قيافه گرفته و اخم آلود و لبش انداخت كه بطور عصبي آن را گاز مي زد و فهميد اتفاق ناگواري بايد افتاده باشد كه حال و روز او اين چنين است.او ساكت بدنيال نيكلاي روان شد. المازوف تا به اتاق رسيد براي لحظه اي بي حركت كنار در ايستاد و به اطراف خود نگريست. كيف دستي اش از لاي انگشتان بي‌رمقش به كف اتاق ُسر خورد و تمام محتويات داخل آن بيرون ريخت. نيكلاي چند لحظه بعد خودش را در صندلي انداخت و بطور عصبي شروع كرد به جمع و باز كردن انگشتهايش... مترجم: فرنگیس آریان‌پور

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.