پادگرد
کاور داستان كوتاه "ندايي از آنجا" نوشته الكساندر ايوانوويچ كوپرين
زمزمه ادبی

داستان كوتاه "ندايي از آنجا" نوشته الكساندر ايوانوويچ كوپرين

۱۲ اسفند ۱۴۰۱ · 18 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

اوايل فصل بهار بود، ملكه اين مجلس كنار پنجره بازي نشسته بود. در آن پايين، درست زير پنجره برفها در حال آب شدن بودند و زمين اينجا و آنجا نمايان بود. بانوي بال به مرداني كه دور او جمع شده بودند گفت: همه شما با كلمات و جملات قلمبه و پر طمطراق از من تعريف و تمجيد مي كنيد، اما هيچ يك از شما نمي تواند ثابت كند كه او شواليه واقعي است. شما ها مي گوئيد كه حاضريد فقط براي يك نگاه من جان فدا كنيد! اگر اينطور است، من يك بوسه به كسي هديه مي كنم كه به خاطر من از اين پنجره پايين بپرد... مترجم: فرنگیس آریان پور

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.