پادگرد
کاور شن‌زار-قسمت آخر
زمزمه ادبی

شن‌زار-قسمت آخر

۱۸ فروردین ۱۴۰۲ · 20 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

زن كلافه دستي در جلوي صورتش تكان داد تا اين صدا را از خود دور كند. بالاخره طاقت نياورد و گفت: - مرا اينجا زنداني كردي برايم پندواندرز بخواني؟ - نه. توخودت به اينجا آمدي تا بهتر با خودت آشنا شوي... جواب آنقدر غير واقعي بود كه زن جوابي براي آن پيدا نكرد. يعني چه؟ من اصلاً نمي‌دانم اينجا كجاست؟ اگر خودم به اينجا آمدم پس چرا نمي توانم از اينجا خلاص بشوم؟ كم مانده بود از ناچاري گريه و ناله سر بدهد. بايد راهي براي نجات پيدا كند. بايد فكر كند. چشمانش را بست و بدنش را سست كرد تا راحتتر فكر كند...

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.