پادگرد
کاور آشنايي چيپالينو با عنكبوت، پستچي زندان - قسمت هفتم
زمزمه ادبی

آشنايي چيپالينو با عنكبوت، پستچي زندان - قسمت هفتم

۶ خرداد ۱۴۰۲ · 14 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

خير، خير، نمي خواهم شما را فريب بدهم. اصلاً پرچم سفيدي در كار نبود. يك لشگر تازه نفس از ليمو ترش ها كه از پايتخت اعزام شده بودند براي حمله آماده مي‌شدند. براي دوستان ما فقط دو راه باقي مانده بود: يا تسليم شوند و يا فرار كنند. چيپالينو سعي كرد از راه مخفي زيرزميني فرار كند، اما سربازها آنجا را هم زير نظر داشتند. شما چه فكر مي كنيد؟ چه كسي از وجود راه مخفي آنها را مطلع كرده بود؟ نويسنده: جانی روداری مترجم: فرنگيس آريان‌پور

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.