

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
حسابدار كازانليكوف به زنش گفت: خيلي دلم برايش مي سوزه…هميشه تنهاست، تقريباً هيچ كس توجهي به او نمي كنه، باهاش حرف نمي زنند… آدم مؤدب و بانزاكتي است. فكر نمي كنم مزاحمتي براي ما ايجاد كنه. او هم مثل من كارمند بانك است. من از او دعوت كردم در مهماني امشب شركت بكنه. تو مخالفتي نداري؟ همسرش كه از شنيدن حرفهاي او نيمه تعجبي كرده بود گفت: هر چه تو بگي. من خوشحال مي شوم با او آشنا شوم. نویسنده: آركادي آورچنكو مترجم: فرنگیس آریان پور
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





