پادگرد
کاور اپیزود هشت: تو بگو‌ اسب!
تهران دوست داشتنی

اپیزود هشت: تو بگو‌ اسب!

۶ اسفند ۱۴۰۳ · 25 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

همان ساعات لش کردن عمو حسین جلوی کولر، وقت طلایی ما بود! من تقریبا موتورسواری را بلد بودم و مسلط؛ تا اینکه یک روز عمو حسین تصمیم گرفت موتورش را سر و سامانی بدهد... یک سکه ۲۵ تومنی داد دستم و گفت: برو یه دوری بزن، یه چیزی بخور بعد موتور رو ببر خونه من میام. جایی نریا کره بز! "پایتخت خودش پایتخت داره، پایتخت پایتخت هم فلاحه! من بچه فلاحم..." هشتمین اپیزود پادکست تهران دوست داشتنی؛ پای قصه‌های حامد عسکری منتشر شد. پادکست تهران دوست داشتنی دوشنبه‌ هر هفته حوالی ساعت ۲۱ منتشر می‌شود.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.