

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
هر وقت بارون میاد یاد شما میوفتم ... مامان عاشق راه رفتن زیر بارون بود ... سالهاست که شمارو از دست دادم . مامان ، یادته بهم میگفتی یه روز ، وقتی بزرگ شدم ، رازی رو برام تعریف میکنی که زندگیمو تغییر میده ... بابا ، کاشکی هیچوقت منو به اون کالج نمیفرستادی ... آخرین نامه ای رو که برام فرستادین موقعی به دستم رسید که دیگه شما زنده نبودین ... اینقدر دلم براتون تنگ شده بود که به جای شرکت توی جشن پایان دوره تحصیلیم یه بلیط گرفتم و با سرعت خودمو رسوندم به اینجا ، غافل از اینکه ... نویسنده و کارگردان : مجید زرین تهیه شده در استودیو زرین
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





