پادگرد
کاور شب دو - حکایت بازرگان و عفریت
1001 شب

شب دو - حکایت بازرگان و عفریت

۲۲ آذر ۱۴۰۳ · 20 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

شب دوم: پیر به امیر عفریتان گفت: مرا طرفه حکایتی است. اجازت ده تا حدیث کنم. اگر ترا پسند افتد از سه‌یک خون او درگذر... ادامۀ حکایت بازرگان و عفریت را بشنوید و ببینید چگونه داستان پیرمردها با حیوان‌های مسخ‌شده‌شان جان بازرگان را نجات می‌دهد. بعضی واژه‌های دشوار شب دوم: تمتع برداشتن: هم‌بستری کردبن خداوند غزال: صاحب غزال بذل کردن: بخشیدن، هدیه دادن کابین کردن: به ازدواج درآوردن تاس/طاس: کاسۀ بزرگ سه‌یک: یک‌سوم

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.