پادگرد
کاور 1001 شب

1001 شب

از در پادگرد

پادکست هزار‌ویک‌شب بازخوانی کامل و دقیق متن کتاب هزارویک‌‌شب به قلم میرزا عبداللطیف طسوجی است، همراه با توضیحاتی دربارۀ قصه‌ها و زمینه و زمانۀ آن. هزارویک‌شب قصۀ راز و جادو است، قصۀ زندگی مردم قدیم سرزمین ما، قصۀ گذشتۀ پررمزوراز ما.…

شنیدن

شبکه‌ها

حمایت

معرفی پادکست

دربارهٔ 1001 شب

1001 شب از ۱۵ آذر ۱۴۰۳ همراه شنونده‌های پادکست فارسی است. studio senoghte تا امروز ۱۴۸ اپیزود با محوریت هنر، داستان، جامعه و فرهنگ منتشر کرده‌اند.

به‌طور میانگین هر ۲ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۴۶۳ روز می‌گذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبت‌شده‌اش نزدیک به ۲٬۰۷۴ دقیقه است؛ از پادکست‌های پرکار فارسی به حساب می‌آید.

برای دسترسی به تازه‌ترین قسمت‌ها می‌توانی همین صفحه را دنبال کنی.

صفحه‌های مرتبط: studio senoghte؛ هنر، داستان، جامعه و فرهنگ، کتاب

اپیزودها

شب ۱۳۶- حکایت ملک‌نعمان و فرزندانش

۲۷ تیر ۱۴۰۴ · 16 دقیقه

«جلاد تیغ را بلند کرد و خواست که تاج‌الملوک را بکشد که ناگاه...» شاهزاده تاج‌الملوک عاشق دختر ملک شهرمان، سیده دنیا، شد و بالاخره با هزار حیله و ترفند دل دختر را به دست آورد و شش

شب ۱۳۵- حکایت ملک‌نعمان و فرزندانش

۲۷ تیر ۱۴۰۴ · 13 دقیقه

«پس هر دو ماهرو هم‌آغوش گشته لب یکدیگر همی‌بوسیدند و یکدیگر را تنگ در آغوش می‌کشیدند تا روز برآمد...» در شب‌های گذشته شنیدیم که شاهزاده تاج‌الملوک عاشق شاهزاده‌خانم دنیا دختر

شب ۱۳۴- حکایت ملک‌نعمان و فرزندانش

۲۷ تیر ۱۴۰۴ · 36 دقیقه

«عجوز گفت: آرزوی من همه آن است که صلاح تو در آن باشد و قصد من این است که چنو آفتاب‌رو و زهره‌جبین نصیب چون تو ماه‌منظر شود و اگر من میانۀ شما را جمع نکنم زندگی من چه سود دارد؟ که

شب ۱۳۳- حکایت ملک‌نعمان و فرزندانش

۲۷ تیر ۱۴۰۴ · 16 دقیقه

«این نامه‌ای است از گداختۀ آتش فراق و مبتلای اندوه اشتیاق، آن که به معشوقه راه نداند و وصل را حیله‌ای نتواند و از فرقت دوستان شبانه‌روز به محنت اندر است...» در شب‌های گذشته شنیدیم

شب ۱۳۲- حکایت ملک‌نعمان و فرزندانش

۲۷ تیر ۱۴۰۴ · 9 دقیقه

«دل پیش تو و دیده به جای دگرستم/ تا خلق نداند که تو را می‌نگرستم...» شاهزاده تاج‌الملوک عاشق سیده دنیا، دختر ملک‌شهرمان، شد، اما شاهدخت میلی به ازدواج نداشت. پس تاج‌الملوک و دوستش

شب ۱۳۱- حکایت ملک‌نعمان و فرزندانش

۲۷ تیر ۱۴۰۴ · 12 دقیقه

«تاج‌الملوک را خاطر حزین و ناشاد بود و خواب و خور بدو گوارا نمی‌شد و در بحر فکر غریق گشته در آرزوی محبوبه همی‌گریست...» شنیدیم تاج‌الملوک از تاجرزاده‌ای جوان و عاشق‌پیشه به نام

شب ۱۳۰- حکایت ملک‌نعمان و فرزندانش

۲۶ تیر ۱۴۰۴ · 8 دقیقه

«اگر بی رضامندی مرا به شوهر دهد آن کس را که شوهر منش کرده‌اند بکشم...» در میان جنگ ضوءالمکان با کفار روم و حکایت بلندش، وزیر دندان برای او قصه‌ی تاج‌الملوک را روایت کرد که شاهزادۀ

شب ۱۲۹- حکایت ملک‌نعمان و فرزندانش

۲۶ تیر ۱۴۰۴ · 6 دقیقه

«سیده دنیا چون آفتاب از افق دریچه به در آمد. چون او را بدیدم عقلم برفت و او را آرزومند گشتم، مانند آرزومندی تشنگان به فرات.» در دل حکایت ملک‌نعمان و فرزندانش شنیدیم که تاج‌الملوک،

شب ۱۲۸- حکایت ملک‌نعمان و فرزندانش

۱۹ تیر ۱۴۰۴ · 7 دقیقه

«من بهشت جزیرۀ کافور و قلعۀ بلور بگشتم و حاکم آن جزایر ملک شهرمان نام داشت و او را دختری بود دنیا نام. با من گفتند که او مصور صورت این غزال است...» به پایان حکایت عزیز و عزیزه

شب ۱۲۷- حکایت ملک‌نعمان و فرزندانش

۱۹ تیر ۱۴۰۴ · 6 دقیقه

«ای پسرعم، بدان که من خون خود بر تو حلال کردم و امیدوارم که میانۀ تو و محبوبه‌ات سازگار آید، لکن هروقت که ترا از دختر دلیلۀ محتاله آسیبی رسد دیگر به سوی او و به سوی دیگری باز مگرد

اسپانسرهای پادکست

جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال می‌شود.

مشاهدهٔ بسته‌ها

میهمانان پادکست

آرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال می‌شود.

مشاهدهٔ بسته‌ها

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.