پادگرد
کاور شب بیست‌وهفت - حکایت خیاط و احدب و یهودی و مباشر و نصرانی
1001 شب

شب بیست‌وهفت - حکایت خیاط و احدب و یهودی و مباشر و نصرانی

۲۵ بهمن ۱۴۰۳ · 40 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

ملک گفت: این حکایت خوش‌تر از حکایت احدب نیست، ناچار هر چهار تن را بکشم. آن‌گاه مباشر زمین بوسه داد و گفت: ای ملک، جواز ده تا حکایتی گویم... حکایت قتل ناخواستۀ احدب به دست خیاط و طبیب یهودی و مباشر و سمسار نصرانی از اواخر شب ۲۴ شروع شد. حالا پادشاه حکم اعدام قاتلان را داده و تنها راه نجات را -مثل همیشۀ هزارویک‌شب- روایت قصه‌ای عجیب‌تر از قصۀ مرگ احدب قرار داده است. قصۀ سمسار نصرانی و جوان دست‌بریده مقبول طبع شاه نیفتاد و نوبت به مباشر رسیده است. بعضی واژه‌های دشوار شب ۲۷: اُشنان: گیاهی با کاربرد شویندگی انگشت ابهام: انگشت شست بیع و شرا: خرید و فروش، تجارت تفصیله: نوعی پارچۀ نفیس ابریشمی مملوک: برده، خدمتگزار واله: شیفته افلاس: فقر عقار: زمین و املاک استره: تیغ بضاعت: دارایی اعمام: عموها طری: باطراوت کهتر: کوچک‌تر

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.