پادگرد
کاور شب سی ـ حکایت خیاط و احدب و یهودی و مباشر و نصرانی
1001 شب

شب سی ـ حکایت خیاط و احدب و یهودی و مباشر و نصرانی

۲ اسفند ۱۴۰۳ · 31 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

💠💠💠 قاضی گفت: «این دلّاک کیست و از بهر چه اینجا ایستاده و جامۀ خود چرا دریده است؟» حکایت قتل عجیب احدب را از شب ۲۴ شنیدید و قصه به اینجا رسید که خیاط برای نجات از قصاص، شروع به گفتن قصۀ جوان عاشق و پیرمرد دلاک پرحرف و فضول کرد تا به آنجا که دلاک پشت در خانۀ معشوقۀ پسر داد و بیداد راه انداخت. ادامۀ ماجراهای دلاک را در شب ۳۰ بشنوید. بعضی واژه‌های دشوار شب ۳۰: عتاب: سرزنش ضیاع و عقار: زمین و دارایی قلتبان: بی‌غیرت زورق: قایق سَیّاف: شمشیرزن، جلاد انباز: شریک اعوج: کج اعمی: کور، نابینا مَتاع: کالا کابین کردن: عقد کردن مُزَوّر: ریاکار، تزویرگر خُدعَت: فریب شِحنه: داروغه، پاسبان فگار: زخمی تمتع: بهره‌برداری جنسی، آمیزش زنخ: چانه (و موی چانه: ریش) سبلت: سبیل

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.