پادگرد
کاور شب سی‌ودو ـ حکایت خیاط و احدب و یهودی و مباشر و نصرانی
1001 شب

شب سی‌ودو ـ حکایت خیاط و احدب و یهودی و مباشر و نصرانی

۲ اسفند ۱۴۰۳ · 54 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

💠💠💠 آقای من، دختر من خردسال است و تا اکنون شوهر ندیده، چون از تو این‌گونه ترش‌رویی بیند دل‌‌شکسته شود... دلّاک حکایت خیاط همچنان قصۀ برادرانش را می‌گوید و خیاط از این طریق دارد سعی می‌کند که جان خودش و شرکای جرمش در قتل احدب را نجات دهد. در شب ۳۲ پایان حکایت «خیاط و احدب و دیگران» را می‌شنوید و داستان «دو وزیر» که تا شب ۳۶ ادامه خواهد داشت، آغاز می‌شود. بعضی واژه‌های دشوار شب ۳۲: مشّاطه: آرایشگر قدح: پیاله بدیع‌الجمال: زیبا استر: قاطر بدره: کیسه بلندکریاس: بلندآستان، مرتفع ملاعبت: عشق‌بازی همیان: کیسۀ بزرگ میشوم: شوم، نامبارک سد رمق: رفع گرسنگی دریوزگی: گدایی ابریق: آفتابه، آبریز استهزا: تمسخر مکحله: سرمه‌دان منقاش: موچین هادم: نابودکننده برزن: کوچه منقصت: نقص، کاستی چلیپا: صلیب (استعاره از موی معشوق) زنخدان فروکندن: چانه خراشیدن، کنایه از ابراز تأسف و حسرت

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.