پادگرد
کاور شب سی‌وهفت - حکایت ایوب و فرزندان
1001 شب

شب سی‌وهفت - حکایت ایوب و فرزندان

۲۳ اسفند ۱۴۰۳ · 10 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

گفت: سبحان‌ اللّه، من بر مال خود ترسان بودم که از آنجا به در آمدم؛ اکنون بر جان خویش ترسانم. در شب‌های ۳۲ تا ۳۶ داستان دو وزیر را شنیدیم. حکایت ایوب بازرگان و فرزندانش از شب ۳۶ شروع شد و حالا ادامۀ داستان را در شب ۳۷ بشنوید. وِساده: بالش غانم: اسمی خاص است به معنای غنیمت‌گیرنده

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.