

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
دلال مرا بازار برده ندا درداد که: این غلام را به شرط عیب که میخرد؟ بازرگانی پیش آمد و عیب مرا بازپرسید. دلال گفت که: سالی یک بار دروغ همیگوید! در شبهای پیش داستان غانم ابنایوب را شنیدیم که به تشییع جنازهای در بغداد رفت و مجبور شد شب را در قبرستانی بیرون از شهر سپری کند و در این حین سه غلام را در قبرستان دید. و حالا باز مثل همیشه غلامان سرگذشت خودشان را برای یکدیگر حکایت میکنند. ما نیز در کنار غانم گوش ایستادهایم و میشنویم. بعضی واژههای دشوار شب ۳۸: چاوش: پاسبان، پیشقراول عبیر: نوعی عطر عالی و مشهور خواجهسرا: خواجۀ حرمسرا، غلام اختهشدۀ اندرونی غرفه: اتاق دلالت: راهنمایی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.

