پادگرد
کاور شب چهل - حکایت ایوب و فرزندان
1001 شب

شب چهل - حکایت ایوب و فرزندان

۲۳ اسفند ۱۴۰۳ · 21 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

آن ماهروی دید که خانهٔ غانم جایی‌ است خرم و مکانی است نیکو و فروش‌های حریر در آنجا گسترده و بقچه‌بقچه دیباها گذاشته‌اند. در شب‌های قبل شنیدیم که غانم ابن‌ایوب شبی در قبرستانی پشت دروازۀ بغداد صندوقی یافت که در آن دختری ماهروی بود. غلامان سیاه به دختر بنگ خورانده و او را از هوش برده بودند. دختر از غانم خواست که او را مخفیانه به خانه‌اش ببرد. در چهلمین شب هزارویک‌ شب بشنوید داستان غانم بازرگان و دختر درون صندوق را. بعضی واژه‌های دشوار شب ۴۰: قدح: پیاله ملاعبه: بازی، عشق‌بازی خاصه: مخصوص، اختصاصی مملوک: بنده، برده، فرودست، رعیت عنف: اجبار مغلول: زنجیری، بسته‌شده در زنجیر کید: مکر و فریب

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.