پادگرد
کاور شب چهل‌وسه - حکایت ایوب و فرزندان
1001 شب

شب چهل‌وسه - حکایت ایوب و فرزندان

۳۰ اسفند ۱۴۰۳ · 9 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

«غانم از ایشان شنید که نام قوة‌القلوب همی‌برند. با تن نزار و روان کاسته سر از بالین برداشته گفت یا قوة‌القلوب. پس قوة‌القلوب به سوی او نظاره کرده او را بشناخت و به آواز بلند گفت: لبیک یا حبیبی» داستان غانم و قوة‌القلوب از شب ۳۶ شروع شد. غانم زنی را که متعلق به هارون بود پیدا کرد و به خانه برد. هارون خبردار شد و فرستاد که دختر را بازگردانند و بعدتر شنیدیم که خلیفه از تهمت ناروای خود به قوة‌القلوب برگشت و غانم و دختر بعد از هشتاد روز دوری در خانۀ شیخ سوق بغداد به هم رسیدند. ادامۀ داستان را در شب ۴۳ بشنوید. بعضی واژه‌های دشوار شب ۴۳: راد: جوانمرد هَمال: همتا، نظیر

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.