پادگرد
کاور شب چهل‌وپنج ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او
1001 شب

شب چهل‌وپنج ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او

۱۱ فروردین ۱۴۰۴ · 11 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

«چون شرکان دانست که یکی از کنیزکان پدر آبستن گشته ملول شد و گفت: در مملکت من شریک پیدا شد.» داستان ملک‌نعمان از شب چهل و چهارم شروع شد. شنیدیم که ملک‌نعمان، پادشاه دمشق، تک‌پسر و ولیعهدی به نام شرکان داشت که به پسر هنوز به‌دنیا‌نیامدۀ شاه رشک می‌برد و گوش به زنگ بود تا دنبال چاره‌ای بگردد. در شب ۴۵ ادامۀ داستان شرکان را بشنوید. بعضی واژه‌های دشوار شب ۴۵: انباز: شریک مکنون: پنهان تفقد: دلجویی، مهربانی قطاع‌الطریق: راهزنان متمنی: آرزومند، دارای تمنا

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.