پادگرد
کاور شب چهل‌وشش ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او
1001 شب

شب چهل‌وشش ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او

۱۱ فروردین ۱۴۰۴ · 13 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

«به روشنی ماه، مرغزاری دید خرم و آوازی ملیح و صدای خنده‌ای که هوش از تن و عقل از سر می‌برد.» شنیدیم که بعد از چندین سال از به دنیا آمدن پسر دوم ملک‌نعمان، پادشاه یونان برای جنگ با قساریه از ملک‌نعمان طلب کمک کرد. شرکان، که هنوز از برادردار بودنش بی‌خبر بود، به عنوان فرمانده سپاه ملک‌نعمان به قساریه اعزام شد. حالا ادامۀ داستان را در شب ۴۶ بشنوید. بعضی واژه‌های دشوار شب ۴۶: تبعه و لحقه: پیوستگان و دنباله‌روان، اینجا یعنی نوکران و خدمتگزاران زنّار: کمربند نشان مخصوص مسیحیان ذات‌الدّواهی: دارای بلاها، سبب بدبختی‌ها

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.