پادگرد
کاور شب چهل‌ونه ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او
1001 شب

شب چهل‌ونه ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او

۱۱ فروردین ۱۴۰۴ · 15 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

«پس شطرنج آورده به بازی بنشستند. اما شرکان را دیده بر جمال او بود و اسب به جای فیل و فیل به جای اسب همی‌گذاشتی.» شنیدیم که شرکان در راه رفتن به قساریه از سپاه جدا افتاد و بر سر راه دختر شاه مسیحیان قرار گرفت. شرکان مهمان دختر شد و دختر به او وعده داد که بلایی بر سرش نخواهد آمد. اما ادامۀ داستان را در شب ۴۹ بشنوید. بعضی واژه‌های دشوار شب ۴۹: تغنی: آوازخوانی استبرق: پارچۀ نفیس ابریشمین تفقد: دلجویی و مهربانی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.