پادگرد
کاور شب پنجاه ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او
1001 شب

شب پنجاه ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او

۱۴ فروردین ۱۴۰۴ · 30 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

او را خصلتی است که از دیگران ندیده بودم و آن این است که هرگاه به خصم چیره می‌شود و مجال طعن می‌یابد نیزه به کف بگرداند و با ته نیزه بزند... شنیدیم که شرکان پسر ملک‌نعمان در راه جنگ با سپاه نصرانی‌ها بر حسب اتفاق با دختر شاه قیصریه -دشمنش- آشنا شد و مهمان او شد و ملک حردوب، شاه قیصریه بو برد که شرکان به دخترش دل بسته است و همین شد که بین شرکان و مأموران شاه مبارزه‌ای درگرفت. حالا بشنویم که مرد میدان کیست. بعضی واژه‌های دشوار شب ۵۰: فدیه: قربانی خدعه: فریب و نیرنگ جیره و علیق: نیازمندی‌های اتراق سپاه در منطقه، شامل غذا و علوفه اشهب: اسب سیاه و سفید صیت: شهرت جلادت: زرنگی و چابکی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.