پادگرد
کاور شب پنجاه‌ویک ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او
1001 شب

شب پنجاه‌ویک ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او

۱۴ فروردین ۱۴۰۴ · 23 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

«چون ملک نعمان از نیکویی‌های ملکه ابریزه آگاه شد رتبۀ ملکه در نزد او افزون شد و به دیدارش آرزومند گردید...» قصۀ جنگ ملک نعمان و ملک حردوب به آنجا رسید که فرزندان آن دو، شرکان و ملکه ابریزه، دل به یکدیگر بستند و با هم به بغداد آمدند. حالا گوشت دست گربه است... بعضی واژه‌های دشوار شب ۵۱: حقه: جعبۀ کوچک نفیس متفق: متحد قدح: پیاله مفتون: شیفته مملوک: برده

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.