پادگرد
کاور شب پنجاه‌وپنج ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او
1001 شب

شب پنجاه‌وپنج ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او

۲۲ فروردین ۱۴۰۴ · 17 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

«چون ضوءالمکان نام پدر خود بشنید، چشمان پر اشک کرده، این بیت برخواند: روز وصل دوست‌داران یاد باد / یاد باد آن روزگاران یاد باد...» شنیدیم که ضوءالمکان و نزهت‌الزمان در سرزمین قدس از هم جدا شدند. ضوءالمکان را نزدیکِ مردن، تون‌تابی نجات داد و در خانه‌اش تیمار کرد و بعد از بهبودی تصمیم گرفتند به سمت بغداد بروند تا پسر به خاندانش بازگردد. ادامۀ داستان را در شب ۵۵ بشنوید و از عاقبت نزهت‌الزمان باخبر شوید. بعضی واژه‌های دشوار شب ۵۵: درازگوش: الاغ انبساط: شادی متألّم: غمگین مسا: شب سنین: سال‌ها شهور: ماه‌ها دغا: فریبکار مملوک: برده قاطع‌الطریق: راهزن تیهو: پرنده‌ای شبیه کبک مخلب: چنگال

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.