پادگرد
کاور شب شصت ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او
1001 شب

شب شصت ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او

۲۹ فروردین ۱۴۰۴ · 10 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

«زنان از حسن جمال و ادب او خیره ماندند و گفتند: این کنیز نخواهد بود. این دختر یکی از ملوک است.» شنیدیم که شاهزاده خانم نزهت‌الزمان در غربت و فقر به کنیزی افتاد و او را به شاهزاده شرکان فروختند و ملک‌شرکان که برادر ناتنی او بود، ندانسته او را به عقد خود درآورد. ادامۀ قصه را در شب ۶۰ با صدای فاطمه سالاروند بشنوید. بعضی واژه‌های دشوار شب ۶۰: فراست: زیرکی خاتم: انگشتر شرطه: پاسبان محاماة: نگهبانی معدلت: عدالت ملوک فرس: شاهان ایران

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.