پادگرد
کاور شب شصت‌ویک ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او
1001 شب

شب شصت‌ویک ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او

۲۹ فروردین ۱۴۰۴ · 7 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

«پس نزهت‌الزمان در سیاست ملوک چندان سخن گفت که حاضران گفتند: ما کس ندیده بودیم که در این باب چنین سخن گوید.» شنیدیم که شرکان حاکم دمشق شد و نزهت‌الزمان، خواهر ناتنی نشناخته‌اش را به کنیزی خرید و او را به عقد خود درآورد. اما وقتی درباریان دانش و فضل او را دیدند، از او خوستند که هنرهای خود را بگوید و نزهت‌الزمان شروع کرد به سخنرانی. ادامۀ سخنرانی او را در شب ۶۱ بشنوید.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.