پادگرد
کاور شب شصت‌وپنج ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او
1001 شب

شب شصت‌وپنج ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او

۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ · 5 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

«گفتم: چگونه گرگان با گوسفندان‌اند و به ایشان آسیب نمی‌رسانند؟ گفت: چون سر به سلامت باشد تن نیز به سلامت خواهد بود.» شنیدیم که نزهت‌الزمان در حال سخنرانی کردن در دربار شرکان بود و در شب ۶۵ ادامۀ حکایتی را بشنوید که نزهت‌الزمان داشت دربارۀ فضائل عمر بن‌عبدالعزیز نقل می‌کرد. بعضی واژه‌های دشوار شب ۶۵: منبر گلین: منبر فقیرانه‌ای که به جای چوب از گِل ساخته باشند. ذمت: ذمّه، عهده

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.