پادگرد
کاور شب شصت‌ونه ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او
1001 شب

شب شصت‌ونه ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او

۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ · 8 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

«گریان شد و سیلی بر خود زد و روی و سینه همی‌شکافت و می‌گفت که ما به خطای بزرگ درافتادیم.» شنیدیم که شرکان با کنیز فاضل و زیبایی که به او هدیه داده شده بود، ازدواج کرد و از او بچه‌دار شد و بعدتر در مشاجره‌ای صدایش را بالا برد و همین شد که کنیزک دست آخر هویت خودش را فاش کرد و آشکار شد که نزهت‌الزمان خواهر شرکان است. بعضی واژه‌های دشوار شب ۶۹: حاجب: ندیم، پرده‌دار ملول: غمگین خراج: مالیات

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.