پادگرد
کاور شب هفتاد ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او
1001 شب

شب هفتاد ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او

۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ · 9 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

«نزهت‌الزمان گفت: به دختر چه نام باید نهاد؟ شرکان گفت: قضی‌فکان. یعنی مقدر بود پس شد.» شنیدیم که شرکان و نزهت‌الزمان فهمیدند که به گناه بزرگ افتاده‌اند و همین شد که شرکان نزهت‌الزمان را به عقد یکی از نزدیکانش درآورد و بچه‌ای را که قضا بهشان تحمیل کرده بود، بر گردن او انداخت. هفتادمین شب از شب‌های هزارویک‌شب را با صدای فاطمه سالاروند بشنوید.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.