پادگرد
کاور شب هشتادوهفت ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او
1001 شب

شب هشتادوهفت ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او

۳ خرداد ۱۴۰۴ · 7 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

«اگر قصد دارد که در ملک پدر نشیند و من در دمشق او را نایب باشم، مرا آگاه گرداند که از اطاعت سر نپیچم.» شنیدیم که رجال‌الغیب توطئۀ ذات‌الدواهی و ملک‌افریدون بود تا ملک‌نعمان را بکشند و انتقام ملکه ابریزه را بگیرند. دست آخر هم ضوءالمکان، که بر جای پدر بر تخت نشست، عزم کرد که قتال را آماده شوند. ادامۀ ماجرا در شب ۸۷ با صدای فاطمه سالاروند بشنوید.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.