پادگرد
کاور شب هشتادونه ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او
1001 شب

شب هشتادونه ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او

۳ خرداد ۱۴۰۴ · 7 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

«تا بامداد از مردم دلجویی می‌کردند و مجروحین را مرهم می‌نهادند و بشارت نصرت می‌دادند.» شنیدیم که ضوءالمکان و شرکان به روم حمله کردند و ملک‌حردوب و ملک افریدون و ذات‌الدواهی هم‌گروه شدند تا مسلمان‌ها را شکست‌ دهند. قصۀ تدارکات این جنگ جهانی دینی و ناموسی را در شب ۸۹ بشنوید. بعضی واژه‌های دشوار شب ۸۹: جبل دخان: کوه دود فریقین: دو گروه مخذول: شکست‌خورده ممزوج: آمیخته کحل: سرمه مبطون: دچار دل‌درد و باد شکم

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.