پادگرد
کاور شب نودوهفت - حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او
1001 شب

شب نودوهفت - حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او

۱۵ خرداد ۱۴۰۴ · 8 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

«آن پلیدک گفت: خدا مرا از دیدۀ ایشان پنهان می‌سازد و نمی‌بینند، و آن کس که مرا بیند یارای اینکه روی به من آورد نخواهد داشت، زیرا که من در خدا فانی هستم و دشمن من دشمن اوست، او خصم خود را تواند کشت.» شرکان و ضوءالمکان، فرزندان ملک نعمان، به انتقام پدر به سرزمین مسیحیان حمله بردند، اما ذات‌الدواهی جادوگر، مادر ملک‌افریدون رومی، خود را به شکل زاهدی مسلمان به آنان نمایاند و با فریب‌کاری، شاهزادگان را تنها با صد سوار در محاصرۀ لشکر ده‌هزارنفری دشمن انداخت. ادامۀ ماجرا و نیرنگ ذات‌الدواهی را در شب ۹۷ هزارویک شب با صدای فاطمه سالاروند بشنوید. بعضی واژه‌های دشوار شب ۹۷: مطران: مقامی بزرگ‌تر از اسقف و پایین‌تر از جاثلیق در مسیحیت ▪️قصه‌خوان: فاطمه سالاروند ▪️ضمایم و تعلیقات: علیرضا فتاح ▪️نگارگر: حمید قدسی (استودیو سواد) ▪️رژیسور: فاطمه مهربان ▪️فجازی‌گردان: فاطمه خسروانی ▪️طرح و تهیه: امید مهدی‌نژاد ▪️تهیه‌شده در: استودیو سه‌نقطه

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.