پادگرد
کاور شب ۱۰۳- حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او
1001 شب

شب ۱۰۳- حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او

۱۵ خرداد ۱۴۰۴ · 9 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

«آتش جنگ بالا گرفت و ساعت به ساعت شقاق و نفاق بیشتر می شد و زمین از خون دلیران چون دریای عمان گردید.» فرزندان ملک نعمان به روم حمله بردند تا انتقام خون پدرشان را بگیرند، اما آن‌ها هم چون پدرشان فریب ذات‌الدواهی را خوردند و به دام‌های بسیاری افتادند. ولی از همۀ آن‌ها جان سالم به در بردند تا اینکه شاهزاده شرکان پشت دروازۀ قسطنطنیه به جنگ تن‌به‌تن با ملک‌افریدون رو آورد و با فریب افریدون کشته شد. ادامۀ ماجرا را در شب ۱۰۳ بشنوید. بعضی واژه‌های دشوار شب ۱۰۳: شقاق : جدایی و پراکندگی یکران : با سرعت، تازان ادهم : اسبی به رنگ سیاه و سفید نائره : شعله تعاقب : تعقیب

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.