پادگرد
کاور شب ۱۲۴- حکایت ملک‌نعمان و فرزندانش
1001 شب

شب ۱۲۴- حکایت ملک‌نعمان و فرزندانش

۱۹ تیر ۱۴۰۴ · 6 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

«تو اکنون به حکم کتاب و سنت، شوی منی و به‌هوش باش که این خانه را که تو در او هستی به سالی یک بار در بگشایند...» شنیدیم که عزیز یک سالی را با معشوقه‌اش گذراند و دخترعمویش عزیزه از عشق او مرد و وصیت کرد به دختر بگوید «وفا نکو و مکر قبیح است». شبی عزیز در کوچه‌ای می‌گذشت که پیرزنی به مکر او را به خانه‌ای برد و آنجا دختری او را مجبور کرد که با او ازدواج کند و به او گفت که معشوقه‌ات دلیلۀ محتاله بوده که می‌خواسته تو را بکشد و فقط به خاطر وصیت دخترعمویت تاکنون با تو کاری نداشته. حالا قصۀ ازدواج عزیز را در شب ۱۲۴ بشنویم. بعضی واژه‌های دشوار شب ۱۲۴: طراز : تزیین لباس، تریج آلام : جمعِ اَلَم، رنج‌ها اسقام : جمعِ سُقم، بیماری‌ها ناصح : خیرخواه، نصیحت‌گو صنعت خروسان : مشغول بودن همیشگی به آمیزش جنسی مطاوعت : اطاعت

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.