

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
چوپان چند گوسفند داشت ویک فلوت که خودش آن را درست کرده بود۰ هرگاه شاد بود آهنگ شاد میزد وهرگاه غمگین بود آهنگ غمگین میزد وبعد از هر آهنگی که مینواخت یک آرزو میکرد و آن آرزوی رسیدن به خوشبختی بود یک روز وقتی داشت فلوت میزد چشمش به پرنده ای زیبا افتادکه بر شاخه درختی بلند نشسته بود وبه نوای فلوت او گوش می داد۰ بالهای پرنده درست مثل رنگین کمان می درخشید۰چوپان ناگهان یکه ای خورد وبا خودش گفت پرنده خوشبختی ،همان چیزی که آرزویش داشتم نویسنده ماکس باکیکر قصه گو :آزاده ضابطی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





