

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
یک مغازه اسباب بازی فروشی بود که توش همه جور اسباب بازی داشت،اسباب بازیهای جورواجورخیلی قشنگ،از همه رنگ کوچیک وبزرگ ورنگارنگ۰توی این مغازه،یه ماشین کوچولوی قرمز ،تنهای تنها بود ودنبال مامانش می گشت۰یه روز این ماشین کوچولو از مغازه بیرون رفت تا مامانشو پیدا کنه۰ رفت ورفت تا به یک کامیون خیلی بزرگ رسید۰۰۰ نویسنده :.محمد حسن ابراهیمی قصه گو :آزاده ضابطی گروه سنی الف
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





