

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
▨ نام شعر: دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت ▨ شاعر: شهریار (سیّد محمّدحسین بهجت تبریزی) ▨ با صدای: شاعر ♬ پالایش و تنظیم: شهروز ساندکلاد من ـــــــــــــــــــــــــ *تذکر: یک بیت که در آن درباره جهاد صحبت شده، که بندهی حقیر علاقمند نبودم در پالایش من حضور داشته باشد و بنابراین در این دکلمه صوتی نیامده است ـــــــــــــــــــــــــ دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت ز گرد راه برون آ که پیر دست به دیوار به اشک و آه یتیمان دویده بر سر راهت بیا که این رمد چشم عاشقان تو ای شاه نمیرمد مگر از توتیای گرد سیاهت بیا که جز تو سزاوار این کلاه و کمر نیست تویی که سوده کمربند کهکشان کلاهت جمال چون تو به چشم نگاه پاک توان دید به روی چون منی الحق دریغ چشم و نگاهت در انتظار تو میمیرم و در این دم آخر دلم خوشست که دیدم به خواب گاه به گاهت اگر به باغ تو گل بر دمید من به دل خاک اجازتی که سری بر کنم به جای گیاهت تنور سینه ما را ای آسمان به حذر باش که روی ماه سیه میکند به دوده آهت کنون که میدمد از مغرب آفتاب نیابت چه کوههای سلاطین که میشود پَر کاهت تویی که پشت و پناه جهادیان خدایی که سر جهاد توی و خداست پشت و پناهت خدا و بال جوانی نهد به گردن پیری تو «شهریار» خمیدی به زیر بار گناهت
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.


